تبلیغات
قارعه - جنگ موته
 
قارعه
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی به سوی ولی جهانیان است.
هر که میخواهد ما را در این راستا یاری کند بیاید ما منتظریم (قارعه)

مدیر وبلاگ : صفدر
مطالب اخیر
نویسندگان
چهارشنبه 30 اسفند 1391 :: نویسنده : صفدر
در سال هفتم هجرت در چنین رزى جنگ موته به وقوع پیوست . تعداد مسلمین در این جنگ سه هزار نفر و تعداد كفار صد هزار نفر بود.
این جنگ از آنجا آغاز شد كه حارث بن امیر ازدى كه حامل نامه اى از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به قیصر روم بود، در زمینهاى موته به دستور شرحبیل بن عمرو سردار لشكر روم دستگیر شد و دستهاى او را بستند و گردنش را زدند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند و لشكرى به موته روانه فرمودند.
در این جنگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و امیر المؤ منین (علیه السلام ) حضور نداشتند و آن حضرت سه امیر به تربیت بر لشكر قرار دادند و فرمودند: ((هر یك شهید شدند دیگرى امیر لشكر باشد. جعفر بن ابى طالب ، زید بن حارثه ، عبد الله بن رواحه )).

شهادت سه فرمانده
هر سه این بزرگواران شهید شدند. اول جناب جعفر به میدان آمد و بعد از مبارزه دلیرانه اى دو دست آن حضرت را قطع كردند، و با اینكه جراحتهاى زیادى بر بدن جناب جعفر وارد شده بود، اما بواسطه هیبت و شجاعهاى آن حضرت در میدان ، كسى جراءت جدا كردن سر آن حضرت را نمى كرد. لذا دشمن دفعه حمله كرد و بدن آن حضرت را با نیزه از زمین بلند كردند. در همان لحظه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در مدینه بر فراز منبر تشریف داشتند و ماجرا را براى مردم بیان مى فرمودند. ناگهان صورت مبارك را به طرف آسمان بلند كردند و در حق جعفر دعا فرمودند. خداوند دو بال به آن بزرگوار عنایت فرمود كه با ملائكه در بهشت پرواز مى كند.
پس از شهادت هر سه امیر تعیین شده از طرف پیامبر (صلى الله علیه و آله )، را در یك قبر دفن كردند. از خبر شهادت جناب جعفر، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بسیار گریستند و دستور دادند تا سه روز غذا به منزل جعفر ببرند.
سوابق جعفر
اولین مردى كه بعد از على (علیه السلام ) به امر جناب ابو طالب (علیه السلام ) پشت سر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نماز خواند، جناب جعفر بود. او از برادرش امیر المؤ منین (علیه السلام ) ده سال بزرگتر بود.
در حبشه هنگامى كه عمرو عاص و دیگران قصد داشتند نجاشى را راضى كنند كه جعفر و همراهانش را تحویل دهد، او آیاتى از كتاب الهى تلاوت نمود كه نجاشى و اطرافیانش گریستند. عمرو عاص چندین بار خواست جعفر و مسلمانان را نزد نجاشى افرادى نادرست جلوه دهد ولى نتیجه بر عكس شد و احترام آنها نیز نزد نجاشى بیشتر شد، مخصوصا زمانى كه آیات در رابطه با حضرت عیسى (علیه السلام ) قرائت شد.
آخر الامر عمرو عاص غذایى مسموم تهیه كرد و براى جعفر فرستاد كه آن حضرت را شهید كند، ولى گربه اى آمد و از آن غذا مختصرى خورد و بقیه غذا ریخت و آن گربه هم مرد، و توطئه عمرو عاص فاش شد.
در روز فتح خیبر، جعفر به همراه همسرش و دیگر مسلمانان به مدینه آمدند، و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از آمدن آنان بسیار خوشحال شدند و فرمودند: ((نمى دانم به كدام خوشحال تر باشم : به فتح خیبر یا به آمدن جعفر(



                                                                         تاریخ : 6 جمادی الاولی




نوع مطلب : جمادی الاولی، 
برچسب ها : تاریخ : 6 جمادی الاولی، جمادی الاولا، جمادی الاولی، جنگ موته، قارعه،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :