تبلیغات
قارعه - جوان ایرانی...! حذیفه یمانی...! غدیر...! (13) (حتما بدردتون میخوره.بخونید)
 
قارعه
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی به سوی ولی جهانیان است.
هر که میخواهد ما را در این راستا یاری کند بیاید ما منتظریم (قارعه)

مدیر وبلاگ : صفدر
مطالب اخیر
نویسندگان
سلام به تمامی دوستان وعاشقان امام زمان (عج)
برایه سلامتی امام زمان 3تا صلوات بفرستید

در روز هایه آینده سعی بر این است مطالبی درمورد (داستان غدیر )  برایه دوستان گذاشته شود

داستانی که جوانی ایرانی در دوران خفقان وممنوعیت تحقیق وپرسش درمورد داستان غدیر  از شخص بزرگواری به نام ((حذیفه))
که از یاران پیامبر (ص)و مولا علی (ع)بود و یکی از هفت نفری که بر پیکر مبارک فاطمه زهرا (س) نماز خواند بودند
پرسید و ایشان به طور کامل و مفصل جواب دادند

برای اطلاعات بیشتردر مورد این موضوع و اطلاعات بیشتردرمورد جوان ایرانی و حذیفه
در بخش (غدیر خم) و پست (جوان ایرانی...! حذیفه یمانی...! غدیر...! (1)) در همین وبلاگ گذاشته شده است مراجعه کنید




برایه خواندن مطلب امروز به ادامه مطلب بروید

سخنرانی پیامبر درباره صحیفه ملعونه دوم

هنگام فجر، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز صبح را به جماعت خواند و در محراب نشسته و ذکر گفت تا آفتاب طلوع کرد. پس از طلوع آفتاب حضرت رو به ابوعبیده جراح کرده فرمود: «خوشا به حال تو که امین این امت شده ای»!

سپس این آیات را تلاوت فرمود: «فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً، فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ اَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ»، [1] «وای بر کسانی که نوشته ای را به دست خویش می نویسند و سپس می گویند: این از سوی خداست، تا با آن مبلغ کمی به دست آورند. وای بر آنان از آنچه دستانشان می نویسد و وای بر آنان از آنچه کسب می کنند».

آنگاه فرمود: کسانی که در این امت چنین نوشته اند شباهت دارند به آنان که خدا می فرماید: «یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لایَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ اِذْ یُبَیِّتُونَ ما لایَرْضی مِنَ الْقَوْلِ وَ کانَ الله بِما یَعْمَلُونَ مُحیطاً»، [2] «از مردم مخفی می کنند اما از خدا مخفی نمی کنند و خدا ناظر آنان است هنگامی که شب را سحر می کنند در سخنی که خدا راضی نیست، و خدا به آنچه انجام می دهند احاطه دارد».

سپس فرمود: امروز گروهی در امت من تشکیل یافته اند که در صحیفه نوشتنشان مانند سردمداران زمان جاهلیت شده اند، که صحیفه ای بر علیه ما نوشتند و در کعبه آویزان نمودند. [3] خداوند به آن عده امکانات می دهد تا آنها و کسانی را که بعد از آنان می آیند امتحان کند و انسانهای خبیث و پاک را از هم جدا کند. اگر نبود که خداوند به من دستور داده از آنها روی بر گردانم برای مقدّری که می خواهد به انجام برساند، هم اکنون آنان را پیش آورده و گردنشان را می زدم. [4] .

حذیفه ادامه داد: بخدا قسم دیدیم هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این سخنان را می فرمود لرزه بر اندام امضاکنندگان صحیفه افتاده و اختیار از کف داده بودند، بطوری که بر هیچ یک از حاضران در مجلس مخفی نماند که حضرت با سخن خویش آن عده را قصد کرده و این آیه های قرآنی را برای آنان می خواند.

مقابله عایشه با غدیر، و یاری توطئه گران بر ضد غدیر

حذیفه در ادامه ی سخنانش چنین گفت: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از سفر حج بازگشت مانند همیشه به خانه ی ام سلمه رفت. اما این بار یک ماه در آنجا ماند و طبق معمول به خانه ی همه ی همسران خود نرفت.

مواخذه عایشه برای افشای راز غدیر

از این رو عایشه و حفصه به پدرانشان از این رفتار حضرت شکایت کردند. ابوبکر و عمر گفتند: «ما می دانیم برای چه این کار را می کند و دلیلش چیست! نزد او بروید و با سخنان نرم با وی صحبت کنید و او را به خود متمایل نمایید! او را با حیا و بزرگوار خواهید یافت. شاید شما بتوانید ناراحتی وی را از قلبش بیرون آورید»!

عایشه به تنهایی سراغ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت و او را در خانه ی ام سلمه با علی بن ابی طالب علیه السلام یافت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: چه چیز تو را به اینجا آورده، ای حمیرأ؟ جواب داد: یا رسول الله، برایم عجیب آمد که پس از این سفر به خانه ات سر نزده ای! یا رسول الله، من از نارضایتی شما به خدا پناه می برم!

حضرت فرمود: «اگر راست می گویی چرا سرّی که تو را به کتمان آن سفارش کرده بودم فاش نمودی؟ با این عمل هم خود هلاک شدی و هم عده ای از مردم را هلاک کردی»! سپس به خادمِ امّ سلمه فرمود: همسران مرا فرا خوان و در خانه ی ام سلمه جمع کن.

پس از آمدن همسران حضرت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «به آنچه می گویم گوش سپارید» و با دست به علی بن ابی طالب علیه السلام اشاره نمود و ادامه داد:

او برادر و وصی من و به دست گیرنده ی امور در بین شما و امت بعد از من است. پس در آنچه به شما امر می کند او را اطاعت کنید و از فرمان او سرپیچی نکنید که با معصیت او هلاک می شوید.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به امیرالمؤمنین علیه السلام کرده فرمود:

یا علی، سفارش اینان را به تو می نمایم. تا هنگامی که از خدا و پیامبرش و از تو اطاعت می کنند آنها را نگاه دار، [5] و از مال خود به آنان انفاق کن، و دستوراتت را به آنها بگو، و آنان را نهی کن از آنچه مورد شک تو باشد، و اگر عصیان تو را کردند طلاقشان بده.

علی علیه السلام فرمود: یا رسول الله، اینان زن هستند و رأیشان ضعیف است؟! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تا آنجا که مدارا به صلاحشان باشد با آنان مدارا کن، و هر کدام عصیان کرد طلاقش بده، طلاقی که خدا و رسولش از او بیزار باشند. [6] .

اشاره پیامبر به فتنه عایشه در جنگ جمل

همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همچنان ساکت بودند و چیزی نمی گفتند، اما عایشه به سخن آمد و گفت: یا رسول الله، ما این طور نبودیم که دستوری بدهی و مخالف آن عمل کنیم؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بلی ای حمیرأ! شدیدترین مخالفت را تو با دستور من کرده ای؟! [7] بخدا قسم بعد از من با دستوراتم مخالفت می کنی و عصیان خواهی کرد. از خانه ای که تو را در آنجا سپرده ام زینت کرده بیرون می آیی و عده ی زیادی دور تو را می گیرند! تو با علی مخالفت خواهی کرد در حالیکه به او ظلم کرده و عصیان پروردگارت را می نمایی. علامت این ماجرا آن است که در مسیرت سگهای منطقه ی «حَوْأَب» به سوی تو پارس می کنند، و بدانید که این جریانات حتماً اتفاق خواهد افتاد. [8] .

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به همسران خود کرده فرمود: «برخیزید و به منازلتان بازگردید». آنان برخاسته هر یک به خانه ی خود بازگشتند.

ادامه دارد......

===============================================================================


1 . سوره ی بقره: 79.
2 . سوره ی نساء: آیه ی 108.
3 . اشاره به ماجرای قریش در مکه است که وقتی انواع مبارزه و مقابله با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تجربه کردند و به نتیجه ای نرسیدند در مکانی به نام «دارالنَدوة» جمع شدند و پیمان نامه ای بر ضد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندانش نوشتند. خلاصه ی آن پیمان این بود که با بنی هاشم هم غذا نشوند و صحبت نکنند و معامله نکنند. با آنان ازدواج نکنند و به آنها نیز اجازه ی ازدواج با قریش را ندهند. با آنان همنشین نشوند مگر اینکه محمد را به قریش تحویل دهند تا او را بکشند! همه ی قبایل قریش مانند یدی واحد بر قتل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم متحد شده بودند. بر این صحیفه چهل مُهر و امضا توسط بزرگان قریش زده شد و آن را در کعبه آویزان نمودند.
بحارالانوار: ج 19 ص 2 -1.
4 . پس امضاکنندگان صحیفه ی ملعونه باید گردن زده می شدند و آن جنایت بزرگ مستحق چنین جزایی بود.
5 . یعنی بعنوان همسران من زندگی آنان را تأمین کن و آنها را از جانب من طلاق مده.
6 . یعنی با این طلاق آنان را از عنوان همسری من اخراج کن، که معنای چنین طلاقی- که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام می شود- بیزاری خدا و رسول است.
7 . اشاره به فاش ساختن راز غدیر بود که حضرت او را به کتمان آن سفارش کرده بود، و قبلاً ذکر شد.
8 . این خبر را پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 25 سال قبل از وقوع آن خبر داد. در سال 35 هجری که عایشه به تحریک طلحه و زبیر بر ضد امیرالمؤمنین علیه السلام قیام کرد، ام سلمه پیشگویی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به او یادآور شد و سگهای حوأب را نیز به یاد او آورد، ولی او توجهی نکرد و از مدینه به مکه رفت و از آنجا راهی بصره شد.
عایشه در مسیر جنگ جمل قبل از بصره به مکان آبادی که «حوأب» نام داشت رسید. در اثر پارس سگهای حوأب شترهای پر قدرت او نیز رمیدند. یکی از لشکریان گفت: آیا نمی بینید سگهای حوأب چقدر زیادند و چگونه با قدرت پارس می کنند؟
عایشه با شنیدن این سخن سراسیمه افسار شتر را کشید و گفت: آیا اینها سگهای حوأب هستند؟ مرا زود از اینجا عبور دهید! مرا از اینجا رد کنید که شنیدم پیامبر در جمع همسرانش می گفت: «ای کاش می دانستم سگهای حوأب بر کدامیک از شما پارس خواهند کرد»! و نیز می فرمود: «سگهای حوأب بر یکی از شما در راه جنگ با جانشین من علی بن ابی طالب پارس می کنند».
بحارالانوار: ج 32 ص 139 تا 148.

-------------------

http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/GHADEER/bolandtarin_daastaan_ghadeer_ansaari_05.html#46

محمد رضاانصاری

--------------------------------------------------

معرفى منابع

منابع معتبر زیر حدیث مفصل حذیفه را نقل كرده اند:

1. الیقین، تألیف سید ابن طاووس: ص 384 تا 387 علیه السلام38 باب 138، كه در بحار الانوار: ج 37 ص 325، از كتاب 'الیقین' نقل كرده است.

2. ارشاد القلوب، تألیف ابومحمد حسن دیلمى: ج 2 ص 180 تا 210، كه در بحار الانوار: ج 28 ص 86 از 'ارشاد القلوب' نقل كرده است.

3. نزهة الكرام و بستان العوام، تألیف محمد بن حسین رازى "قرن هفتم ": ص 201.





نوع مطلب :
برچسب ها : امام علی (ع)، غصب خلافت، سخنرانی پیامبر درباره صحیفه ملعونه دوم، قارعه، مواخذه عایشه برای افشای راز غدیر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :