تبلیغات
قارعه - جوان ایرانی...! حذیفه یمانی...! غدیر...! (12) (حتما بدردتون میخوره.بخونید)
 
قارعه
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی به سوی ولی جهانیان است.
هر که میخواهد ما را در این راستا یاری کند بیاید ما منتظریم (قارعه)

مدیر وبلاگ : صفدر
مطالب اخیر
نویسندگان
سلام به تمامی دوستان وعاشقان امام زمان (عج)
برایه سلامتی امام زمان 3تا صلوات بفرستید

در روز هایه آینده سعی بر این است مطالبی درمورد (داستان غدیر )  برایه دوستان گذاشته شود

داستانی که جوانی ایرانی در دوران خفقان وممنوعیت تحقیق وپرسش درمورد داستان غدیر  از شخص بزرگواری به نام ((حذیفه))
که از یاران پیامبر (ص)و مولا علی (ع)بود و یکی از هفت نفری که بر پیکر مبارک فاطمه زهرا (س) نماز خواند بودند
پرسید و ایشان به طور کامل و مفصل جواب دادند

برای اطلاعات بیشتردر مورد این موضوع و اطلاعات بیشتردرمورد جوان ایرانی و حذیفه
در بخش (غدیر خم) و پست (جوان ایرانی...! حذیفه یمانی...! غدیر...! (1)) در همین وبلاگ گذاشته شده است مراجعه کنید




برایه خواندن مطلب امروز به ادامه مطلب بروید

اساسنامه سقیفه

جوان گفت: خدا تو را رحمت کند مرا خبر ده از آنچه آنان در صحیفه نوشته بودند تا بدانم. حذیفه گفت: این خبر را اسماء بنت عمیس خثعمیه همسر ابوبکر برایم نقل کرده است. آن عده در خانه ی ابوبکر گرد هم آمده بودند و در این باره صحبت می کردند. اسماء نیز تمام آنچه را که نقشه می کشیدند شنیده بود.

پس از گفتگو بر پیمان نامه ای متفق القول شدند و به سعید بن عاص دستور دادند تا آن را برایشان بنویسد که متن آن از این قرار است:

بسم الله الرحمن الرحیم

این نوشته ای است [7] که عده ای از اصحاب محمد رسول الله از مهاجرین و انصار بر آن متفق شدند، همانان که خداوند آنان را در کتاب خویش به لسان پیامبرش مدح کرده است. [8] آنان پس از این که فکر و مشورت کردند متفق القول شدند، و این صحیفه را با توجه به ایام گذشته و روزگارهای باقیمانده نوشتند تا مسلمانانی که بعد از آنان می آیند به این عده اقتدا کنند.

اما بعد، خداوند با منت و کرمش محمد را بر همه ی مردم مبعوث نمود برای دینی که برای بندگانش انتخاب کرده بود. او وظیفه ی خود را ادا نمود و آنچه خدا به وی امر کرده بود تبلیغ نمود و بر ما واجب کرد که تمام آنها را بپا داریم؛ تا زمانی که دین را کامل و واجبات را واجب نمود و سنتها را پایه گذاری کرد. آنگاه پروردگار پیشگاه خود را برای وی انتخاب کرد و او را با احترام و رضایت خاطر قبض روح نمود بدون اینکه کسی را برای بعد از خود به خلافت برساند! [9] .

پیامبر اختیار آن را بر عهده ی مسلمین گذاشت تا هر کس که به فکر او و دلسوز بودنش اطمینان دارند برای خود انتخاب کنند. مسلمانان باید به خوبی از پیامبر پیروی کنند [10] همانطور که خداوند فرموده است: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللهِ اُسْوٌَْ حَسَنَةٌْ لِمَنْ کانَ یَرْجُو اللهَ وَ الْیَوْمَ الاَّخَرَ»، [11] «برای شما نسبت به پیامبر پیروی نیکو لازم است برای کسانی که به خدا و روز قیامت امیدوارند». [12] .

پیامبر کسی را به خلافت نرساند بدلیل اینکه این امر در یک خاندان مانند ارث ادامه پیدا نکند بدون اینکه بقیه ی مسلمین در آن سهیم باشند، و باعث دولتمندی اغنیا نشود تا کسی که به خلافت رسید نگوید این امر در این خاندان از پدر به فرزند تا روز قیامت به ارث می رسد! [13] .

بر مسلمین واجب است که پس از رحلت هر خلیفه ای، صاحب نظران جمع شوند و مشورت کنند و هر کس را که مستحق خلافت دیدند امیر خود نمایند و او را صاحب اختیار مسلمین قرار دهند؛ چرا که بر اهل هر زمانی کسی که صلاحیت خلافت را دارد مخفی نمی ماند. [14] .

اگر کسی از مردم ادعا کند که رسول الله شخصی را بعنوان خلیفه منصوب کرده و اسم و نسب او را معین نموده سخن باطلی گفته و حرفی زده که اصحاب پیامبر خلاف آن را معتقدند و با جماعت مسلمین مخالفت کرده است. [15] .

اگر کسی ادعا کند که خلافت پیامبر ارثی است و او این امر را برای کسی به ارث می گذارد حرف محالی زده است؛ زیرا پیامبر فرموده است: «ما پیامبران ارث نمی گذاریم و هر چه از ما بر جای می ماند صدقه است». [16] .

اگر کسی ادعا کند که خلافت جز برای یک نفر از بین مردم صلاحیت ندارد و منحصر در اوست و سزاوار دیگری نیست برای این که پشت سر نبوت است؛ چنین کسی دروغ گفته است! زیرا پیامبر فرموده: «اصحاب من مانند ستارگانند، که به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد». [17] .

اگر کسی ادعا کند که او مستحق خلافت و امامت بدلیل خویشاوندی با پیامبر است و خلافت منحصر در او و فرزندانش می باشد یعنی فرزند از پدر خلافت را ارث می برد و این در هر زمانی ادامه دارد و هیچ کس جز اینان صلاحیت ندارد و تا روز قیامت سزاوار آنهاست؛ چنین کسی هم دروغ گفته است هر چند که نسب خویشاوندی نزدیکی با پیامبر داشته باشد! زیرا خداوند فرموده است- و کلام خدا بر همه حاکم است-: «اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ اَتْقاکُمْ»، [18] «با ارزش ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست». [19] .

همچنین پیامبر فرموده است: «حقوق مسلمین مساوی است و پایین ترین افراد هم می توانند درباره ی حقوق خود اقدام کنند. همه ی مسلمین ید واحد در برابر دشمنانشان هستند». پس هر کس به کتاب خدا ایمان آوَرَد و به سنت پیامبر اقرار کند راهش مستقیم است و به سوی خدا پیش می رود و مسیر صحیح را می پیماید. [20] .

هر کس روش خلیفه را قبول نکند مخالف حق و کتاب خداست و از جماعت مسلمین جدا شده است؛ او را بکشید که قتل او به صلاح امت است. [21] .

همچنین پیامبر فرموده است: «هر کس در بین امت من- در حالی که متحد بودند- آمد و قصد داشت تفرقه بیاندازد او را به قتل برسانید هر که می خواهد باشد؛ چرا که اتحاد رحمت و اختلاف عذاب است. امت من هیچ گاه بر گمراهی متفق نخواهند شد و مسلمانان ید واحدی در برابر دشمنانشان هستند». بین مسلمین کسی اختلاف نمی اندازد مگر اینکه تکروی می کند و دشمن آنهاست و به دشمنان مسلمانان کمک می کند. خدا و رسولش خون او را مباح و قتل او را حلال کرده اند. [22] .

سعید بن عاص این صحیفه را با توافق کسانی که اسم و شهادتشان در آخر این ورقه است در محرم سال دهم هجری نوشته است.

الحمدلله رب العالمین

امضا کنندگان:

ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، ابوعبیده جراح، معاویة بن ابی سفیان، عمرو بن عاص، ابوموسی اشعری، مغیرة بن شعبة ثقفی، اوس بن حدثان نضری، ابوهریرة، ابوطلحه انصاری، ابوسفیان، عکرمة بن ابی جهل، صفوان بن امیة بن خلف، سعید بن عاص، خالد بن ولید، عیاش بن ابی ربیعة، بشیر بن سعد، سهیل بن عمرو، حکیم بن حزام، صهیب بن سنان، ابوالاعور اسلمی، مطیع بن اسود مدری و...

سپس صحیفه را به ابوعبیده دادند و او آن را به مکه برد و در کعبه دفن کرد. آن صحیفه همچنان مدفون بود تا آنکه عمر بن خطاب به خلافت رسید و آن را از مکانش بیرون آورد.

این صحیفه همانی بود که هنگام مرگ عمر، امیرالمؤمنین علیه السلام بر سر جنازه ی کفن شده اش رفت و چنین آرزو کرد و فرمود: چقدر دوست دارم با صحیفه ی این کفن پیچ شده به ملاقات پروردگارم بروم. [23] .

سپس آن عده از خانه ی ابوبکر برخاستند و رفتند.

ادامه دارد.....

===============================================================================

7 . مشكل
8 . این اساسنامه ی سقیفه بعنوان یک قانون نامه ی دائمی بر ضد غدیر و امامان برگزیده ی الهی تنظیم شده است. به همین جهت برای فریب مردم آن روز و نسلهای آینده، با حیله گری تمام تدوین یافته و در آن به آیات قرآن استشهاد شده و از پایه های مسلّم اسلام بعنوان ابزاری بر ضد فرامین الهی استفاده کامل شده است. این نهایت فتنه گری اصحاب سقیفه را می رساند که اینچنین آینده های دور و نزدیک پیروان خود را پیش بینی کرده اند. برای روشن شدن سؤ استفاده های منافقین در این صحیفه، در هر فرازی به جهت گیری های آنان در پاورقی اشاره خواهیم کرد.
9 . در اینجا از مدح مهاجرین و انصار در قرآن، به نفع این چند نفری که اساسنامه ی سقیفه را تهیه کرده اند سؤ استفاده شده، گویا همه ی مهاجرین و انصار از این صحیفه با خبر بوده اند، در حالیکه آن را 34 نفر مخفیانه و بدون اطلاع احدی از مهاجرین و انصار تدوین کرده اند. گذشته از آنکه خداوند هیچگاه همه ی مهاجرین وانصار را مورد مدح قرار نداده، و این همه آیات مربوط به منافقین در قرآن مربوط به امثال همین گروه است.
10 . این عبارات برای فریفتن نسلی که در آینده های دور از صدر اسلام قدم به عرصه می گذارد آورده شده است، وگرنه باید پرسید: آیا غدیر از ایام گذشته ی اسلام نبود و برای روزهای آینده ی اسلام نبود؟ پس چگونه چنین صحیفه ای با توجه به ایام گذشته ی اسلام تدوین شده است؟!.
11 . بسیار جالب است که صحیفه ای توسط اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و به فاصله ی کمتر از یک ماه پس از غدیر تدوین شود و در آن گفته شود «پیامبر کسی را برای خلافت بعد از خود معین نکرده است»!!.
سوره ی احزاب: آیه ی 21.
12 . باز هم استناد به آیه ی قرآن برای اثبات ادعای باطل بکار گرفته شده است. آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غدیر خلافت را بر عهده ی مسلمین گذاشت؟ آیا حتی یک مورد وجود دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین مطلبی فرموده باشد تا مردم هم در این جهت پیرو آن حضرت باشند؟!.
13 . در این قسمت از تعصبات جاهلی و عواطف مردم برای زیر پا گذاشتن فرمان الهی سؤ استفاده شده است. برای این ادعا که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خلیفه ای تعیین نکرده مسئله ی ارث بردن حکومت را مثل سلاطین مطرح کرده اند؛ در حالی که درباره ی امامان: مسئله مربوط به انحصار چنین لیاقتی در ایشان است و اینکه هیچکس جز ایشان صلاحیت چنین مقامی را ندارد، و به همین جهت درباره ی امام حسن و امام حسین علیه السلام عنوان پدر و فرزندی نیست تا توارث باشد.
از سوی دیگر برای تحریک تعصبات جاهلی مردم، مسئله ی سهیم بودن همه ی مسلمین را در خلافت مطرح کرده اند در حالیکه خلافت بیت المال نیست تا همه در آن شریک باشند، بلکه انتخاب بهترین است که توسط پروردگار انجام می گیرد، و هیچکس نمی تواند مانند خداوند بهترین را معین کند.
جهت دیگری که باعث آبرو ریزی اهل سقیفه شده ارتباط دادن خلافت با دولتمندی اغنیاء است. گویا خلافت سلطنتی است که هر کس آن را به دست گرفت ثروت اندوزی را آغاز می کند و اغنیا را گرد خود جمع می کند! لذا برای پیش گیری از این مشکل باید خلیفه عوض شود و در یک خاندان نماند تا همه ی ثروت نزد آنان نماند. البته حاکمان سقیفه چنین کردند و این کارشان در زمان عثمان به اوج خود رسید که مردم بر او شوریدند و او را کشتند.
14 . پیداست که بشر خوب می داند انتخاب صاحب نظرانش به انتخاب خداوند نمی رسد. این چیزی بود که در تاریخ خلفای منتخب سقیفه عملاً بر همه معلوم گردید که خلفای غاصب در جهات ظلم و جهل و بی لیاقتی و گناه سرآمد روزگار خود بودند.
می بینیم برای التیام این نقص بشری، وصله ای بی مایه به سخنان خود افزوده اند که «بر اهل هر زمانی کسی که صلاحیت خلافت را دارد مخفی نمی ماند»، ولی تاریخ بخوبی نشان می دهد که بر اهل هر زمانی آنکه صلاحیت خلافت را داشته مخفی مانده است! چنانکه به جای علی بن ابی طالب علیه السلام که از هر جهت صلاحیت خلافت داشت، نالایق ترین افراد جای او را گرفتند.
15 . به این صراحت در مقابل غدیر ادعا کردن در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله ی غدیر دیده نشده است. ادعایی بدون دلیل و فقط به این بهانه که اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خلاف آن را معتقدند! باید پرسید: کدام اصحاب؟ لابد همان 34 نفر که همه منافق بودند! و یا به این بهانه که با جماعت مسلمین مخالف است! کدام مسلمین؟ لابد همان اعوان و انصار سقیفه که هیزم برای آتش زدن بیت فاطمه آوردند!.
16 . می بینیم همان حدیث جعلی که هنگام غصب فدک در برابر فاطمه علیه السلام مطرح کردند، در اینجا پیش بینی نموده اند و به خیال خود غصب خلافت را مستند به حدیثی از مبلِّغ اعظم غدیر کرده اند. بعدها در گیر و دار سقیفه و فدک معلوم شد حتی احدی از دار و دسته ی خودشان هم حاضر به شهادت درباره ی صحت چنین حدیثی نیستند و تنها مدعی آن ابوبکر و عمر و عایشه بودند، و اوس بن حدثان- که در همین حدیث حذیفه بعنوان یکی از توطئه گران قتل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی شده- به نفع آنان شهادت داد.
آنجا بود که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: آیا یک نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیدا نمی شود که در صحت این حدیث به نفع شما شهادت دهد که یک عرب بیابانی بنام اوس بن حدثان که با بول خود تطهیر می کند باید شاهد شما باشد؟!
کتاب سلیم: حدیث 4. بحارالانوار: ج 30 ص 317.
17 . باز هم می بینیم حدیث جعلی دیگری که در طول تاریخ یاران سقیفه بدان تمسک کرده اند، قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در کارگاه سقیفه ساخته شده است. جالب این است که در مقابل مستند صریح و محکمی مانند غدیر، به چنین احادیث جعلی تمسک می شود.
سخن اصلی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در طول عمر خود و بخصوص در غدیر، انحصار امامان دوازده گانه است، و اینکه این انحصار به خاطر لایق نبودن هیچ شخص دیگری بجز آنان است، چرا که مقام امامت مانند نبوت است و باید قداست آن را داشته باشد و مجرد یک ریاست نیست .
می بینیم برای فرار از این قداست که هیچگاه غاصبین خلافت- حتی به تظاهر- قادر بر نشان دادن آن نیستند چنین حدیثی را جعل نموده اند تا با بالابردن مقام صحابه چنین قداستی را در آنان نشان دهند، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بارها این مطلب را فرموده است که روز قیامت عده ای اصحاب مرا بر سر حوض کوثر از من دور می کنند چرا که بعد از من از دین برگشته اند و به قرآن و عترت من جسارت کرده اند.
18 . سوره ی حجرات: آیه ی 13.
19 . نکته ی اساسی در خطابه ی غدیر که دست دشمنان را بکلی بسته است تعیین خط امامت تا روز قیامت وانحصار آن در دوازده امام از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. در برابر چنین اقدام دقیقی که خدا و رسول فرموده اند، اصحاب صحیفه آیه ای از قرآن را دلیل غصب خلافت قرار داده اند که «اِنَّ اَکْرَمُکُمْ عِنْدَ اللهِ اَتْقیکُمْ»!
یک آیه ی کلی را در برابر کلام صریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار دادن به معنای جسارت به ساحت مقدس خدا و رسول است. خداوند که خلافت را منحصر در دوازده امام فرموده در واقع آنان را با تقوی ترین مردم هر زمان معرفی نموده است. واقعاً باید پرسید: کدامیک از خلفای سقیفه نشان دادند که با تقواترین مردم هستند؟ و باید سؤال کرد: در زمان هر یک از ائمه: چه کسی را با تقوی تر از آن امام می توان یافت؟
20 . اینکه حقوق همه ی مسلمین مساوی است، در برابر ظلم عظیمی است که خلفای سقیفه بر مردم روا داشتند و نگذاشتند حقوق همه ی مسلمانان حفظ شود، بلکه حق عده ای را حفظ کردند و حق عده ای دیگر را پایمال نمودند. ولی معنای رسیدن همه ی مردم به حقوق خود این نیست که همه ی مسلمین می توانند امام شوند و هیچ فرقی در این باره بین آنان نیست. چنین مطلبی را هیچ اجتماعی و هیچ عقلی نمی پذیرد. پیداست که امامت شایستگی هایی لازم دارد که فقط با دارا بودن آنها کسی می تواند در آن منصب قرار بگیرد، وگرنه خلفای نالایق همان ثمرات شوم سقیفه را به دنبال خواهند داشت که به آبروی اصل اسلام هم ضربه زدند و باعث شرمندگی خود و همه ی اهل اسلام در برابر ملل دیگر شدند.
21 . تمسک به «جماعت مسلمین» و خلیفه ی این چنینی را نماینده ی آنان معرفی کردن بهانه ای است برای ظلم آزادانه و بی قید و شرط، بطوری که هر کس در برابر آن قد عَلَم کرد به جرم مخالف با جماعت مسلمین و بر هم زدن اتحاد آنان باید کشته شود!
در طول تاریخ سقیفه هم عملاً این کار صورت پذیرفته و امثال مالک بن نویره که گفتند: «ما بر اعتقاد مسلمانی خود باقی هستیم و فقط خلیفه ی تعیین شده در غدیر را قبول داریم و خلیفه ی سقیفه را قبول نداریم» از دم شمشیر گذرانده شدند. حتی بانویی به نام اُم فَروه که با ابوبکر اعلام مخالفت کرد و گفت: «من فقط خلیفه ی راستین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام را قبول دارم» به دستور او اعدام شد!
الثاقب فی المناقب: ص 226. شرح نهج البلاغة: ج 17 ص 214.
22 . باز می بینیم از جعل و تحریف فرمایشات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابا نداشته اند و به آن حضرت نسبت داده اند که «امت من هیچگاه بر گمراهی متفق نخواهند شد»، در حالیکه حتی به اقرار اهل سقیفه بارها و بارها امت بر باطل متفق شده اند، تا آنجا که یزید را پذیرفته اند و حسین عزیز علیه السلام را سر بریده اند! آیا این اتحاد مردم بر حق بوده است؟ آیا ما هم باید چشم و گوش بسته پیرو چنین اتحادی شویم؟!.
23 . کنایه از اینکه روز قیامت در پیشگاه عدل الهی، این سند اصلی ظلم را عرضه کنم و به همه نشان دهم.

http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/GHADEER/bolandtarin_daastaan_ghadeer_ansaari_05.html#46

محمد رضاانصاری

--------------------------------------------------

معرفى منابع

منابع معتبر زیر حدیث مفصل حذیفه را نقل كرده اند:

1. الیقین، تألیف سید ابن طاووس: ص 384 تا 387 علیه السلام38 باب 138، كه در بحار الانوار: ج 37 ص 325، از كتاب 'الیقین' نقل كرده است.

2. ارشاد القلوب، تألیف ابومحمد حسن دیلمى: ج 2 ص 180 تا 210، كه در بحار الانوار: ج 28 ص 86 از 'ارشاد القلوب' نقل كرده است.

3. نزهة الكرام و بستان العوام، تألیف محمد بن حسین رازى "قرن هفتم ": ص 201.





نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امام علی (ع)، سقیفه، غصب خلافت،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :