تبلیغات
قارعه - جوان ایرانی...! حذیفه یمانی...! غدیر...! (10) (حتما بدردتون میخوره.بخونید)
 
قارعه
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی به سوی ولی جهانیان است.
هر که میخواهد ما را در این راستا یاری کند بیاید ما منتظریم (قارعه)

مدیر وبلاگ : صفدر
مطالب اخیر
نویسندگان
سلام به تمامی دوستان وعاشقان امام زمان (عج)
برایه سلامتی امام زمان 3تا صلوات بفرستید

در روز هایه آینده سعی بر این است مطالبی درمورد (داستان غدیر )  برایه دوستان گذاشته شود

داستانی که جوانی ایرانی در دوران خفقان وممنوعیت تحقیق وپرسش درمورد داستان غدیر  از شخص بزرگواری به نام ((حذیفه))
که از یاران پیامبر (ص)و مولا علی (ع)بود و یکی از هفت نفری که بر پیکر مبارک فاطمه زهرا (س) نماز خواند بودند
پرسید و ایشان به طور کامل و مفصل جواب دادند

برای اطلاعات بیشتردر مورد این موضوع و اطلاعات بیشتردرمورد جوان ایرانی و حذیفه
در بخش (غدیر خم) و پست (جوان ایرانی...! حذیفه یمانی...! غدیر...! (1)
) در همین وبلاگ گذاشته شده است مراجعه کنید




برایه خواندن مطلب امروز به ادامه مطلب بروید

معرفی توطئه گران ضد غدیر

حذیفه در ادامه داستان برای جوان ایرانی چنین گفت: من از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم: یا رسول الله، اینها چه کسانی بودند که چنین نقشه ای داشتند؟

- ای حذیفه، اینان منافقین در دنیا و آخرتند!

- یا رسول الله، آیا گروهی نمی فرستی تا آنان را به قتل برسانند؟

- خداوند به من دستور داده آنان را افشا نکنم، و دوست ندارم مردم بگویند: «او کسانی از قوم و اصحابش را به دین خود فرا خواند و آنان پذیرفتند؛ و با کمک آنان جنگید و بر دشمنانش پیروز شد و سپس آنان را به قتل رساند». ای حذیفه، خداوند در کمین آنان است. پروردگار مهلت کمی به آنها داده و پس از آن به عذاب سختی دچارشان خواهد کرد.

- یا رسول الله، این منافقین چه کسانی هستند؟ آیا از مهاجرینند یا از انصار؟

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنان را یک به یک برای من نام برد. بعضی از آنها افرادی بودند که دوست نداشتم در بین آنان باشند، و تعجب کردم.

حضرت فرمود: ای حذیفه، گویا در بعضی از افرادی که نام بردم شک کردی؟ اینک سر خود را بالا بگیر!

نگاهم را به سوی آنان که بر قله ایستاده بودند گرداندم. ناگهان برقی پدیدار شد و آنچه در اطراف ما بود روشن شد و بقدری ثابت ماند که گمان کردم خورشید طلوع کرده است. به آنها نگاه کردم و بخدا قسم همه شان را شناختم. آنان همان کسانی بودند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نام برده بود. آن عده چهارده نفر بودند که نُه نفر از قریش و پنج نفر از غیر قریش در میان آنان بود.

جوان ایرانی به حذیفه گفت: خدا تو را رحمت کند، آنها را برایمان نام ببر. حذیفه گفت: بخدا قسم آنان عبارت بودند از قریش: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، ابوعبیده جراح، معاویة بن ابی سفیان و عمرو بن عاص؛ و از غیر قریش: ابوموسی اشعری، مغیرة بن شعبه ثقفی، اوس بن حدثان نضری، ابوهریرة و ابوطلحه انصاری.

برخورد شدید پیامبر با توطئه گران

هنگام طلوع فجر با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از کوه سرازیر شدیم. آن حضرت در پای کوه پیاده شده وضو گرفت و منتظر اصحاب ماند. [2] آن عده که بالای کوه بودند نیز پایین آمدند و در یک جا جمع شدند.

هنگام برپایی نماز همان عده را دیدم که بین مردم رفته و پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز خواندند. پس از نماز، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگاهی به پشت سر خود کرد و ابوبکر و عمر و ابوعبیده را در حال نجوی دید. این بود که دستور داد تا منادی بین مردم ندا کند: «بیش از دو نفر خصوصی صحبت نکنند». [3] .

نخستین پیمان نامه بر ضد غدیر [4]

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردم را از توقفگاه «عقبه» گذراند و در منزل بعدی توقف نمود. سالم مولی ابی حذیفه در آنجا ابوبکر و عمر و ابوعبیده را در حال نجوی و گفتگوی خصوصی دید. او نزد آنان رفت و گفت: آیا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دستور نداده که بیش از دو نفر با هم خصوصی صحبت نکنند؟ بخدا قسم باید مرا به آنچه صحبت می کردید خبر دهید، وگرنه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می روم و این کار شما را به او خبر می دهم.

ابوبکر گفت: ای سالم، عهد و پیمان خدایی می بندی که اگر به تو خبر دهیم درباره ی چه این جا جمع شده ایم، اگر دوست داشتی با ما باشی و اگر دوست نداشتی لب فرو بندی و آن را کتمان کنی؟

سالم- که با علی بن ابی طالب علیه السلام بغض و عداوت شدیدی داشت و آنان این جهت او را می دانستند- پیمان بست تا با آنان باشد.

آنها به سالم گفتند: ما جمع شده ایم تا پیمان ببندیم و هم قسم شویم که از محمد درباره ی صاحب اختیاری علی اطاعت نکنیم! سالم پرسید: شما را بخدا آیا به راستی درباره ی این مطلب گفتگو می کردید؟

آنها جواب دادند: بلی، بخدا قسم گفتگوی ما در همین مسئله بود و در غیر این نبود. سالم گفت: بخدا قسم من اولین کسی هستم که در این مطلب با شما هم پیمان می شوم و با شما مخالفت نخواهم کرد! بخدا قسم آفتاب طلوع نمی کند بر اهل بیتی که نزد من از بنی هاشم مبغوض تر باشد و در بنی هاشم کسی نزد من مبغوض تر و بدتر از علی بن ابی طالب نیست! در این مورد هر چه به نظرتان می آید انجام دهید و مرا هم در زمره ی خود به حساب آورید.

آن چهار نفر همان ساعت بر ضد خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام پیمان بستند و متفرق شدند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قصد حرکت داشت نزد حضرت آمدند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنها فرمود: درباره ی چه مسئله ای امروز خصوصی صحبت می کردید در حالیکه شما را از نجوی و گفتگوی خصوصی منع کرده بودم؟

آنها جواب دادند: یا رسول الله، ما فقط هم اکنون یکدیگر را ملاقات کرده ایم! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با ناراحتی به آنها نگاه کرد و فرمود: شما داناترید یا خداوند؟ «وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهادًَْ عِنْدَهُ مِنَ اللهِ وَ مَا اللهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»، [5] «و کیست ظالم تر از کسی که شهادتی را نزد خدا کتمان می کند، و خداوند از آنچه انجام می دهید غافل نیست».

ادامه دارد......

-----------------------------------------

2 . زیرا اکثریت مردم در حال دور زدن کوه بودند و دیرتر به سمت دیگر کوه می رسیدند.
3 . این دستور حاکی از اوج فتنه انگیزی منافقین است.
4 . در روایت دیگر حذیفه می گوید: آن عده جمع شدند و گفتند: محمد می خواهد امامت را در اهل بیت خود قرار دهد! چهار نفر از آنان جدا شدند و به مکه رفتند. آنها وارد کعبه شدند و درباره ی آنچه بینشان گذشته بود پیمان نامه ای نوشتند که متن آن چنین بود: «اگر خداوند محمد را از دنیا برد و یا او کشته شد امر خلافت به اهل بیت او نرسد».
پس از این اقدامِ آنان، خداوند این آیه را نازل فرمود: «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَاًِّنّا مُبْرِمُونَ، أَمْ یَحْسَبُونَ أَنّا لانَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ، بَلی وَ رُسُلُنا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ»، یعنی: «کاری را بین خود محکم کرده اند در حالی که ما هم کارها را محکم می کنیم. یا گمان کرده اند ما کارهای پنهانی و سخنان سری آنان را نمی شنویم؟ بلی فرستادگان ما نزد آنانند و می نویسند».
(سوره ی زخرف: آیه ی 80 -79).
بحارالانوار: ج 37 ص 129. عوالم العلوم: ج 3:15 ص 298.
5 . سوره ی بقره: آیه ی 140.





نوع مطلب : غدیرخم، 
برچسب ها : معرفی توطئه گران ضد غدیر، برخورد شدید پیامبر با توطئه گران، نخستین پیمان نامه بر ضد غدیر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اسفند 1391 12:05 ب.ظ
این روزا ها همه در مورد روز ولنتاین و مخاطب خاص و در مورد چه هدیه های برای عشقشون بخرن صحبت میکنن
منم میخوام به مخاطب خاصم بگم
آقا جان تویی که مخاطب خاص منی و جان و دلم فدای تو که در این آشفته بازار عاشقی تورو تنها گذاشتم و مخاطب عام همه شدم
مهدی جان ببخش که دستم خالیو از این همه گناه رو سیاهم تو با لطف و مهربانی خودت ببخش
اللهم عجل لولیک الفرج
چهارشنبه 2 اسفند 1391 07:26 ق.ظ
وبلاگ خوبی داری . اگه دوست داری بیا تو فروم ما دورهم باشیم:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :